تبليغاتX
کــارگـــاه ِ تـــــرانــه

کــارگـــاه ِ تـــــرانــه

هفته نامه جوانان امروز در خرداد ماه 1355 گفتگويي با مضمون 50 سال موسيقي و ترانه با زنده ياد احمد عبادي نوازنده چيره دست سه تار و زنده ياد ليلا كسري شاعر و ترانه سراي گرانقدر به چاپ رساند . مطالب اين گفتگو حاوي نكات جالبي است كه توجه شما را به آن جلب ميكنيم :

آيا بنظر شما ترانه هاي امروز به نسبت 50 سال پيش تحولي متناسب با ديگر تحولات و پيشرفتهاي جامعه طي اين نيم قرن پيدا كرده يا نه؟
استاد عبادي :

اگر طي اين نيم قرن نت زبان بين المللي موسيقي به ايران وارد نشده بود ، مسلما ترانه هاي امروز تحول و پيشرفتي را در خود نميديد. من معتقدم كه مايه ترانه هاي امروز همان مايه اوليه بوده ، منتهي كمي مدرنتر شده است.
ليلا كسري:
من از ترانه هاي گذشته دور تصوير روشن و صريحي در ذهن ندارم و بعنوان يك زن ايراني كه به موسيقي وشعر و ادبيات كشورش عشق ميورزد ، درباره موسيقي و ترانه هاي ايراني اظهار عقيده ميكنم و معتقدم كه پيشرفت موسيقي در ايران متناسب با پيشرفتها و تحولات در ساير امور نبوده است و بايد بخاطر اعتلاي موسيقي ايراني گامهاي سريعتر و جالبتري برداشته شود.

آيا در آهنگسازي تحولي و ابداعي پديد آمده كه كار آهنگساز را بكلي از روش پيشينيان جدا كند؟

استاد عبادي:

همانطور كه من در سه تار سبك تازه اي پديد آوردم كه متناسب با تحولات امروزي بود مسلما با وجود سازها و دستگاههاي الكترونيكي و مدرن ، آهنگسازان بايد موسيقي ايراني را در سطح بين المللي ارائه دهند . چون اينروزها امكانات وآزادي عمل و مشوق فراوان است. بنظر من تنها همين دستگاههاي مدرن ، كار آهنگسازي امروز را با پيشينيان جدا كرده وگرنه تحول بنياني بخود نگرفته است.
ليلا كسري:
بنظرم ميرسد كه موسيقيدانان كشور ما خيلي آهسته پيش ميروند و اين كندي باعث ميشود كه در كار آنان يك ابداع كلي بچشم نخورد . از ابداع و خلق يك روش كلي كه بگذريم معتقدم كه آهنگسازان ايراني توانسته اند تابحال كارهاي نسبتا جالبي ارائه بدهند و همين امر مرا به آينده موسيقي ايران خوشبين ميكند.

آيا بنظر شما موسيقي آوازي ما پيشرفت بسزايي كرده
؟
استاد عبادی:

پيشرفت موسيقي آوازي ما بستگي به ذوق وسليقه مردم و اقبال آنها دارد. البته شايد سرگرداني مردم در زمينه موزيك امروزي تا حد زيادي آنها را از موسيقي آوازي كه اصالت خاص ايراني دارد دور ساخته باشد و بهمين دليل اخيرا با وجود دلسوزي بعضي دست اندركاران پيشرفتي بخود نديده است.
ليلا كسري :
در اين مورد اظهارنظري نميكنم زيرا با موسيقي آوازي گذشته و حال آشنايي كامل ندارم.

بنظر شما كداميك از سه عامل اصلي خلق يك ترانه - آهنگساز ، شاعر ، خواننده- مسئوليت و سهم در موفقيت يا شكست ترانه دارد؟
استاد عبادي:
برخلاف نظر خيلي دوستان من معتقدم كه در خلق يك ترانه نقش آهنگساز ، شاعر و خواننده برابر است چون يك آهنگ و يا شعر خوب بدون خواننده مسلط هيچ است و بالعكس.
ليلا كسري:
من كا رآهنگساز ، شاعر و خواننده را در خلق يك ترانه يك كار دسته جمعي ميدانم. وقتي ترانه اي با موفقيت و يا شكست مواجه ميشود نميتوان در مورد شاعر ، آهنگساز و يا خواننده بصورت فردي اظهار عقيده كرد هر سه در شكست و يا اين موفقيت سهيم وشريك هستند ولي در يك بخش كلي ميتوانم بگويم آهنگساز سهم بيشتري دارد زيرا ديده شده است كه وقتي يك ترانه موفق ميشود و مورد پسند عامه قرار ميگيرد مردم آن ترانه را با صداي خود زمزمه ميكنند و چون نميتوانند كلمات ترانه را بخاطر بسپارند اغلب خودشان كلماتي برروي آهنگ ميگذارند و حتي گاهي فقط يك بيت از ترانه را ميخوانند و بعد بقيه آهنگ رازمزمه ميكنند و لذت ميبرند . در اين مورد ديگر صدا وشعر مطرح نيست و در مورد شكست ترانه نيز آهنگساز سهم بيشتري دارد ولي بطور كلي معتقدم در كار دسته جمعي نبايد كار فردي مورد قضاوت قرار گيرد.

اگر مقيد به انتخاب پنج ترانه قديمي و پنج ترانه جديد باشيد ترانه هاي انتخابي شما كدامها هستند و چرا؟
استاد عبادی:

من اغلب ترانه هاي طاهرزاده ، تاج اصفهاني ، بنان ، قمر ، روحبخش ، روح انگيز و ملوك ضرابي را در ميان قديميها و ترانه هاي هايده ، مهستي ، عهديه ، شجريان ، محمودي خوانساري و گلپا را در ميان جديديها مي پسندم.
ليلا كسري:
از ترانه هاي قديمي ساز شكسته (دلكش) ، ساقي امشب مارا ديوانه كردي (دلكش) ، بوي جوي موليان آيد همي (مرضيه) ، شد خزان گلشن آشنايي (بديع زاده) و بكنارم بنشين (دلكش) و از ترانه هاي جديد چون بكار خودم در كار ترانه سرايي معتقدم و آهنگهاي فريدون خشنود را باارزش و موفق ميدانم و ضمنا خوانندگان انتخابي ما از بهترين و هنرمندترين خوانندگان هستند بدون تظاهر به فروتني پنج ترانه از كار خودم و فريدون خشنود انتخاب ميكنم دعاي سحر (هايده) ، شاخه نبات (مهستي) ، برج بلور (نسرين) ، هراس (ستار) و خط ساحل (نوش آفرين).

بنظر شما ترانه هاي امروز چه ضعفها و نارسايي هايي دارد؟

استاد عبادي:
بيراهه رفتن ترانه هاي امروز را دچار ضعف و نارسايي نموده است . اگر ترانه سرايان ما راه واقعي خود رابروند و دنبال همان اصالت ايراني باشند مسلما نه تنها ضعفي نخواهيم ديد بلكه جهشي به جلو خواهيم داشت.
ليلا كسري:
نميخواهم ترانه هاي ايراني را بداشتن ضعفها ونارساييهاي كلي محكوم كنم زيرا بعد از دكتر نير سينا ، رهي معيري ، معيني كرمانشاهي و تورج نگهبان كه اغلب جالب و مورد توجه بوده اند ، معتقدم كه اغلب ترانه هاي امروز نيز بسيار ارزشمند و حال و هواي يك شعر جالب و دلنشين را دارند . كارهاي ايرج جنتي عطايي فوق العاده چشمگير و شاعري موفق و با ذوق و يك تصويرگراي ماهر است . جنتي و اردلان سرفراز و شهيار قنبري ترانه ايراني را از فضاي راكد نجات داده اند من كار اين سه ترانه سرا را با كار شاعران اروپايي و آمريكايي برابر ميبينم و اما در مورد نقطه ضعفها و نارسايي هاي ترانه ايراني فكرميكنم بعضي از ترانه ها را آدمهايي ميسازند كه شاعر نبوده و شعرشناس نيستند و دلشان نيز بحال ادبيات و موسيقي كشور نميسوزد .من شخصا از شنيدن زنجموره هاي عاشقانه درترانه ها احساس خستگي ميكنم و اين زنجموره ها را ضعف ترانه ايراني ميدانم.

براي اعتلا ترانه و به كرسي نشاندن ارزش واقعي آن چه بايد كرد؟استاد عبادي:
بايد ضوابطي در اين زمينه بوجود آورد و ضمن تشويق ترانه سرايان فهيم و اصيل ، ترانه سرايان پول پرست را رسوا نمود . مسلما اين جداسازيها ميتواند بمرور ارزش واقعي ترانه و ترانه سرا را نمايان سازد.
ليلا كسري :
از راه ترانه ميتوان ملت را حتي تمام زارعين دورافتاده ترين روستاها را با شعر وادبيات ملي آشنا ساخت وهنر موسيقي را ميتوان به آنها شناساند. اين مسئوليت كلي يك ترانه سرا و يك آهنگساز است و وقتي شاعر و آهنگسازي با تكيه به اين امر مهم كاري عرضه كردند نوبت به وزارت فرهنگ وهنر ، سازمان راديو وتلويزيون و مطبوعات كشور ميرسد كه براي اعتلاي ترانه خوب و براي به كرسي نشاندن ارزش واقعي آن اقدام نمايند. دستگاههاي مسئول بايد ترانه هاي خوب را از بد جدا كنند حتي اگر ترانه هاي من نيز بد بحساب آيد ، ا گر قاضي يك شعرشناس مسئول و صادق باشد حرفي ندارم و معتقدم كه براي جدا كردن خوب از بد بايد تعصب نداشت.

بنظر شما آيا ترانه هاي جاز براي موسيقي ايراني فرزند حلالزاده ايست؟
استاد عبادي:
من اصلا ترانه هاي جاز را نميشناسم چه برسد به اينكه آنرا فرزند حرامزاده و يا حلالزاده موسيقي ايراني بشناسم.
ليلا كسري:
موسيقي جاز مورد توجه من است مخصوصا جاز سياهان آمريكا ، آفريقا و جاز كشورهاي اروپايي . در موسيقي جاز فرياد نسل جوان بگوش ميرسد . اگر موسيقي شرقي از عشق ، عاطفه ، عرفان و صوفيگري و اسرار دنيا وآخرت حرف ميزند موسيقي جاز درد و احتياجات اجتماعي ، حالات عصياني و طغياني جوانان هر مرزوبومي را فرياد ميزند و اگر حرفي از عشق دارد آن حرف با دهها نكته ديگر كه از اجتماع و حال و هواي اجتماع سرچشمه ميگيرد در آميخته و من به حلالزاده بودن و يا نبودنش كاري ندارم زيرا بايد در اين مورد متخصصين هنري اظهارنظر نمايند اما بعنوان يك ترانه سرا و يك شنونده علاقه مند به موسيقي جاز نظرم اين است كه بايد به آهنگسازان جوان ايراني كه در اين رشته فعاليت وتحصيل ميكند ميدان بيشتري براي تجربه و تمرين و آموزش و عرضه كارهايشان داده شود ضمن اينكه موسيقي اصيل ايراني را بايد حفظ كرد.

بنظر شما آيا فقط ترانه هاي اصيل ايراني ميتواند پاسخگوي خواستها و تمايلات و ذوقهاي عامه باشد؟استاد عبادي:
اگر مردم را با ترانه هاي اصيل ايراني آشنا سازيم و موسيقي ايراني را درسطح بين المللي و مدرن ارائه دهيم مسلما ميتواند جوابگوي خواستها و ذوق مردم باشد.
ليلا كسري:
همانطوريكه اشاره كردم چون شخصا هم به موسيقي اصيل ايراني و هم به موسيقي جاز علاقه مندم بنابراين فقط ترانه هاي اصيل ايراني را پاسخگوي خواستها و تمايلات و ذوقهاي عامه نميدانم و فكرميكنم هر ملتي را بايد به انواع موسيقي آموزش و آشنايي داد.
در موردهنر نبايد تعصب بخرج داد. آن هنر پيشرفته تر و كاملترست كه بيشتر بتواند جنبه بين المللي پيدا كند و موسيقيدانان ايران بايد سعي كنند موسيقي ايران را چه اصيل و چه جاز به كشورهاي دنيا بشناسانند اگر هنرمند بخواهد فقط ذوق وسليقه عامه را در نظر بگيرد و فقط به خواستهاي هموطنان خودش فكر كند از مرحله پيشرفت و شناخته شدن در يك سطح بين المللي دور ميماند.

حالا كه ترانه هاي جاز راه خود را باز كرده است بنظر شما چه بايد كرد كه اينگونه ترانه ها ارزش خود را پيدا كند؟استاد عبادي:
اگر واقعا ترانه هاي جاز توانسته براي خود جايي باز كند اقلا بايد در ايران به بيراهه كشيده نشود و ضمن اينكه بايد در اصالت موسيقي ايراني كوشا باشيم ترانه هاي جاز را نيز از قالب واقعي اشان بيرون نياوريم.
ليلا كسري:
آهنگسازاني كه در رشته موسيقي جاز كار ميكنند بايد آموزش و فعاليت بيشتري داشته باشند. بايد ترانه هاي خوب جاز توسط دستگاههاي مسئول مورد تبليغ قرار بگيرد و از همه مهمتر ترانه سراي يك ترانه جاز بايد راه خودش را بشناسد و بداند چه ميگويد و چه بايد بگويد . در اين مورد توضيح بيشتري ميدهم . كلماتي كه در ترانه جاز بكار گرفته ميشود با كلمات ترانه هاي موسيقي اصيل ايراني يا ترانه هاي بزمي كاملا متفاوت است . سوژه شعر نيز متفاوت است و همين تفاوتها كار ترانه سراي بزمي را از كار ترانه سراي جاز جدا ميكند . بدترين نوع ترانه جاز آنست كه در آن از كلمات بزمي و سوژه هاي پيش پا افتاده و پر از سوز و گداز عاشقانه استفاده شود . در ترانه جاز عشق مطرح است ولي با آن برداشت روشنفكرانه كه مطابق با روحيه جوانان امروزي است . در ترانه جاز از اشك شمع و سوختن پروانه حرفي نبايد زده شود و اگر كسي ميخواهد از درد گريستن بگويد بايد گريستن را فرياد بزند نه آنكه سينه چاك بدهد و با آه و زاري بنالد . بطور كلي معتقدم كه در ترانه جاز بايد عقل و منطق و روزگار و اجتماع مطرح شود نه احساسات بزمي.

اشاره:
استاد احمد عبادي در سال 1285 خورشيدي در تهران و در خانواده‌اي كه به خانواده هنر معروف است به دنيا آمد. پدر وي ميرزا عبدالله، رديفدان و نوازنده چيره دست سه‌تار بود. عبادي بعد از فوت پدر، موسيقي را از خواهرانش فرا گرفت ودر همان سنين جواني به مهارتي فوق‌العاده دست يافت. از ويژگيهاي شايان استاد احمد عبادي مهارت او در نواختن سه تار و بداهه نوازي بود. استاد عبادي روز 17اسفند‌ 1372 در سن 86 سالگي در تهران در گذشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت   توسط مدیر وبلاگ  |